جنب و جوش جدید در دنیای عرب

زمانی برای چاپ این مطالب آماده میشویم که "انتفاضه" (قیام) تونس بر علیه دیکتاتور زين العابدين بن علی، وارد سومین هفته خود شده است. جرقه نا آرامی ها با خودسوزی یک فارغ التحصیل 26 ساله بیکار دانشگاه، محمد بو عزیزی در مرکز شهرسیدی بوزید در اعتراض به توقیف چرخ سبزی فروشی اش، زده شد. بو عزیزی در نبود شغل، برای امرار معاش خانواده خود، به خیابان پناه برده بود. هزاران تونسی، با یاس و نومیدی او همدردی نشان دادند. وضعیت در دیگر کشورهای عرب، چندان متفاوت نیست. واکنش مقامات دولتی در تونس همان الگو ئی را دنبال میکند که قبلا دیده ایم. شهر سیدی بوزید توسط نیروهای دولتی محاصره شده و تظاهرکنندگان به گلوله بسته شدند. اما تاکتیک همیشگی کار نکرد و اعتراضات به سرعت به شهرهای دیگر علی الخصوص به شهر کازرین که بیشتر کشته شدگان را دارد، گسترش یافت. رژیم بن علی به جز نیروهای بیرحم خود، تکیه گاه آنچنانی نداشت، (گرچه از حمایت اتحادیه اروپا - برای همکاری خود در قبال جلوگیری از ورود تونسی ها برای کار در اروپا- برخوردار است ، و قذافی مرز لیبی را برای ورود تونسی ها به خاطر کمک به "برادر عرب"خود باز کرده است). در تلاش برای پنهان کردن ابعاد قتل های در حال انجام، بن علی، شبکه تلویزیونی الجزیره و ایستگاه های دیگر خبری را بسته و به دستگیری وبلاگ نویسان، توویتیری ها و هر کس دیگری که با استفاده از رسانه های الکترونیکی برای رسیدن به دنیای خارج تلاش میکرد، دست زد. یک وبلاگ نویس نوشته است : "آنها به مسدود کردن اینترنت نیز اقدام کرده و برخی از سایت ها و حساب های فیس بوک را بسته اند. من ممکن است که دیگر قادر به ارسال هیچ خبری نشوم. اگر من به طور ناگهانی ناپدید شوم، لطفا برام دعا کنید ".

این اقدامات موثر نبوده است. در حال حاضر تظاهرات برای همبستگی در چند کشور عربی از جمله ماریتانیا، مراکش ، الجزایر (که تا به حال بخاطر افزایش قیمت مواد غذایی شاهد شورش های خود بوده ) مصر ، و سوریه برگزار شده است. سوری ها حتی بن علی را با حاکم خود، بشار اسد مقایسه کرده اند. آشوب و تظاهرات به تنهایی چیزی را تغییر نمیدهند، اما آنها می توانند روند تازه بیداری را آغاز کنند. بعضی وقت ها بار محرومیت های مادی به طور ناگهانی آنچنان بیش از حد میشوند که چیز های قبلی که در حالت تسلیم پذیرفته شده بودند، دیگر تحمل پذیر نمینمایند. با آغاز این فرآیند، رمق تازه ای به خود میگیرند که عواقب آن غیر قابل پیش بینی است. بیشک این انچیزیست که ما آرزوی آنرا داریم.

ما در زیر بیانیه اول گرایش کمونیست انترناسیونالیستی در باره اوضاع تونس را چاپ میکنیم که با بیانیه های دیگر ادامه خواهند یافت. طبق معمول از انتقادات و نظرات خوانندگان مان استقبال می کنیم.

http://www.leftcom.org/files/2011-01-06-algeria-01.jpg

آمار و ارقام، طبق معمول مورد مناقشه اند. تظاهر کنندگان می گویند دست کم پنجاه نفر کشته شده اند، برآورد دولت چهارده کشته است. حقیقت مسلم این است که این مبارزۀ خودجوش، مصمم و خشن، سرکوبی حتی مصمم تر و خشن تر را با خود به ارمغان آورده است. پس زمینه برای درگیری های رو به رشد در تونس، همان بحران بین المللی است که به هیچ کس رحم نمیکند، علی اللخصوص در کشورها ئی که از لحاظ اقتصادی ضعیف ترند. همین اتفاق در حال رخ دادن در الجزایر است، وضعیت در مصر و مراکش، اگر بدتر نباشد، بهتر نیست، حتی اگر هنوز به نقطه انفجار نرسیده باشد.

مشخص تر، خشمی که موجب تظاهرات خیابانی شده است، بر ضد قدرت دیکتاتوری بن علی، بر علیه فساد، که او تا سر در آن غوطه ور است و بر علیه باند دزدان تشنه قدرت که حول رئيس جمهور گرد آمده اند، کانالیزه شده است. با این حال، در اساس، عوامل دوگانه بیکاری و هزینه های بالای زندگیست که شعله تظاهرات را روشن کرده است. بنا به آمار رسمی، در صد بیکاری به رقم ۱۴در صد میرسد. رقم واقعی تقریبا دو برابر و نرخ بیکاری جوانان به ۳۵ تا ۴۰ در صد رسیده است. عامل دوم - افزایش هزینه زندگی - بدان معنی است که دستمزد هر خانواده، هم برای کارکنان بخش دولتی و هم برای بخش خصوصی، حتی کفاف مخارج زندگی را تا اواسط ماه تامین نمیکند. با استاندارد جاری ِ سطح پایین زندگی، کارگران هر چه بیشتر با فقر ِ آشکار مواجه اند. امیدی برای آینده نیست. واقعیت بجز گرسنگی و ناامیدی، چیز دیگری نیست. پرولترهایی که صاحب شغل اند، قادر به حمایت از خانواده های خود نیستند و کسانی که در دایره نحس بیکاری گرفتار شده اند، شانس کمی برای برون رفت از آن را دارند. حتی طبقه متوسط نیز شاهد فرو ریختن استاندارد های سطح زندگی خود میباشد. بخش دولتی، که تا چند سال پیش قادر به ارائه امنیت شغلی دراز مدت بود، در حال حاضر به شدت مشغول باز بینی و ساماندهی مجدد پرداخت کارکنان خود است. کارمندان بخش دولتی، وکلا، دیپلمات های جوان و فارغ التحصیلان همه رشته ها، در خیابانها در رقابت با بقیه بیکار ها، به انجام هر کاری که نصیب شان شود، آماده اند. حذف هر بخش دولتی (بر اساس همان اقداماتی که در بریتانیا ، فرانسه ، اسپانیا ، ایرلند و ایتالیا اعلام و انجام شده است) و پرولتریزه شدن طبقه متوسط همراه با استثمار شدید در شاخه های کلیدی اقتصاد (به عنوان مثال، انرژی)، همه, نشانه های محسوس از چنگال بحران و علل شورش میباشند.

این مبارزات خود جوش، یعنی بدون هیچ جهت سیاسی و بدون هیچ برنامه تاکتیکی، اتحادیه های کارگری (UGTT) را شگفت زده کرده و آنها را مجبور ساخته که برای سازگاری با این شرایط گام های تندی را بردارند، در وحله اول با ابراز تأسف از خشونت بیش از حد نیروی های انتظامی و در همان حال با تقبیح "افراط" تظاهرات خودجوش ، خواستار آرامش و اعتماد به وعده رئيس جمهور برای ۳۰۰،۰۰۰ شغل شده اند. پیش از این حوادث غم انگیز، آنها در هیچ موردی به جز کار معمول خود یعنی ریختن آب بر روی آتش و خاموش کردن مقاومت، کوچکترین نگرانی نداشتند.

با آتش گشودن پلیس بسوی تظاهرکنندگان، سرکوب وحشیانه بوده است. پلیس هیچ تردید و دودلی در تیراندازی به منظور کشتن به خود نداده، از آنجائیکه دستور چنین بوده است. دولت تونس نمی توانست زینت ِ اجازه تظاهرات آزاد را به خود آویزان کند، از آنجائیکه این میتوانست تمام کشور را در شعله های آتش بسوزاند، حتی با علم بر اینکه این نوع از محاسبات نه تنها همیشه درست از کار در نمیایند که گاهی اوقات اثر معکوس نیز دارند. مثل همیشه، علی اللخصوص در دوره بحران اقتصادی، امر حیاتی، حفظ سرمایه به هر قیمتیست که با بر پا کردن سنگر های محافظ که برای بقای آن ضروریست و متقاعد کردن کارگران - به هر طریق ممکن – به عدم وجود هیچ جایگزینی بجز ریاضت اقتصادی و فداکاری، میباشد. یا باید قبول کرد و یا از خیرش گذشت. در غیر این صورت تبر سرکوب، بدون هیچ رحمی، به شدت فرو خواهد آمد. پنجاه کشته تائیدی است بر این نکته.

افزون بر این، دولت تونس، استراتژی ِ مجرم کردن مبارزه را پیشه خود کرده است. کسانی که به خیابانها ریخته اند و به تظاهرات دست زده اند، کسانیکه دست به اعمال خشونت علیه هر چیزی و بر علیه منافع عمومی جامعه و قوانین آن: سرمایه آن – زده اند تروریست هایی اند که با دریافت پول از هر کشور خارجی در پی بی ثباتی تونس برآمده اند. حتی کسانیکه اقدام به ارسال پیام های انتقادی و عکس از طریق توییتر و یا دیگر رسانه ها را کرده اند به سکوت وادارشان کرده اند. این یک تاکتیک کلاسیک بورژوازی، همیشه موثر، که در اروپا در گذشته و به شیوۀ خاص در ایتالیا انجام گرفته است. حالا به مناطق جغرافیایی جدید اما با همان اهداف، برای جلوگیری از هر مخالفت که شرارت قلمداد میشود، رسیده است، که باید با هر وسیله ای از جمله خشونت مقابله شود.

در عوض، مبارزه باید ادامه یافته تا همه بخش ها را فرا گیرد. باید به ایجاد کمیته های اعتصاب و مبارزه منجر شده و به نمادی برای طبقه کارگر و بیکاران در جهان عرب، از مراکش تا سوریه تبدیل شود، و از این کارگران درخواست همبستگی کند. دستیابی به همه اینها، با توجه به برهوت سیاسی جاری، اگر بعید نباشد بسیار مشکل است، حتی اگر این برهوت سیاسی به کشورهای سرمایه داری قدیمی مانند اروپا و ایالات متحده آمریکا نیز رسیده باشد. به همین دلیل است که زمان تمرکز دادن به تلاش هایمان برای ایجاد یک پیشاهنگ سیاسی که بتواند به عنوان نقطه مرجع برای این مبارزات عمل کند رسیده است، بطوریکه توان این مبارزات، خود را بدون ردگذاری، با تظاهرات و سرکوب هدر ندهد. وقت آن رسیده که طبقه کارگر جهانی، هر جا که سخت مورد تهاجم قرار گرفته، از یونان تا تونس، از اسپانیا تا الجزایر، از انگلستان تا ایالات متحده امریکا در مسیر احیای مبارزه طبقاتی گام بردارد، مسیری که باید با پیشروان انقلابی خود همراه باشد، که بدون آنها هر گونه تلاش، هر میل به شورش، در مدار سرمایه داری گیر خواهد کرد، سرکوب و یا جذب مجدد توسط سیستم، بستگی به این خواهد دشت که کدام شیوه توسط ارگان دفاع از منافع طبقاتی، یعنی دولت سرمایه داری، اتخاذ شود. این چیزی است که بن علی، در حال یاد دادن است.

گرایش کمو نیست انترناسیونالیستی