==چرا باید سیاسی شد!
(این متن برگرفته از جزوه های توزیع شده توسط سازمان کارگران کمونیست دراعتصابات اخیر بریتانیا می باشد.)
کاهش حقوق و مستمری، تعدیل نیرو، اخراج و استخدام دوباره، تخلفات بهداشتی و ایمنی، بی ثباتی، بیرون کردن مستجران، لایحه های ضد اعتراضی .….. شیوههای متنوع حملاتند، ولی همه آن ها به یک جهت نشانه رفتهاند و مثل همیشه، بسوی طبقه کارگر که باید هزینه های بحران را تحمل کند.
بسته به اینکه از کجا اخبار را دریافت میکنید، ممکن است که مقصر را پاندمی یا نئولیبرالیسم، محافظه کاران، برگزیت، مهاجران، دسیسه چینان بین الملی، یا هر چیز دیگری بدانید. ولی حقیقت این است که سرمایه داری (سیستم جهانی فعلی که در آن زندگی میکنیم، بر پایه تولید برای سود و کارمزدی) برای پیدا کردن راه های جدید سودآوی، تقلا میکند. از بحرانی به بحران دیگر عبور کرده و در این پروسه، باعث بدتر شدن شرایط زندگی، از بین رفتن خدمات درمانی، رو آوری به تاکتیک تفرقه پراکنی و ایجاد انواع تنشها در سطح بین الملل شده که ما را به شرایط امروزی رسانده است.
در هر بخش و هر محله کار، طبقه ما در گسترده طبقاتی، به مصاف جنگها و نبردهای غیر متعارف وبرسمیت نشناخته رفته است. همانند پرستاران سرویس بهداشت همگانی، رانندگان اوتوبسرانی در منچستر، کارکنان دانشگاه لیورپول، کارگران شرکت رولزرویس در لانکشایر، برقکاران در گیتسهد، پیک های پلیموث، کارگران بریتیش ایرویز فرودگاه هیترو و غیره که لیست بلند بالایی ست. مقاومت در جبهه اقتصادی تازه شروع کار است، اما چیزی که باید متوجه باشیم این است که به مقابله با چه چیزی برخاسته و آخرالام برای چه چیزی میجنگیم. ما باید تکتکِ مبارزتمان را به چشم انداز جامعه ای متفاوت، متصل کنیم. ما به ارگانهای رزمنده ای نیاز داریم که بتوانند کارگران را فراتر از تقسیمات ملیتی، نژادی، جنسیتی، توانایی های حرفه ای و وابستگی اتحادیه ای که بر ما تحمیل شده اند، متحد کنند. در قدیم و گذشته نزدیک، برای همین منظور، کارگران به تشکیل مجامع تودهای، کمیته های اعتصاب و شوراهای کارگری مبادرت میورزیدند. روش کارکرد آنها بدین شکل بود؛ نمایندگانی با قابلیت فراخواندن، نماینده و مسئول بخشی از کارگاه بودند تا هیچ قرارداد مخفیانه ای پشت درهای بسته صورت نگیرد! هرچند با این روش هم هیچ تضمینی برای موفقیت نیست ولی بدان معناست که پیشبرد مبارزه در دست کارگرانیکه در کف خیابان حضور دارند، همچنان باقی بماند.
و سرانجام اینکه، ما نیازمند یک مدل جدید اجتماعی هستیم که تولید را در تقابل با نیازهای واقعی انسان، سلامتی گونه ما و کره زمین قرار ندهد. ما به این کمونیسم می گوییم، ولی این هیچ وجه مشترکی با دولت های مختلفی که در قدیم یا حال از نام و نشان آن استفاده کرده اند، ندارد. ما نیازمند ساخت یک سازمان سیاسی هستیم، نه یک حزب پارلمانی درمعنای قدیمش، بلکه نقطه رجوع بین المللی برای تمامی کارگران، سازمانی که بتواند گزینه دیگر و راه رسیدن به آن را ترسیم کند.
