==نفت و آب آشفته

هنگام نوشتن این سطور، رفقایمان بیانیه های شورای سازماندهی اعتراضات پیمانی کارگران نفت در ایران را که اکنون به مدت دو ماه ادامه دارد، ترجمه می‌کنند. این بیانیه ها را می توانید در وب سایت ما ببینید. حالا کارگران نفت تنها نیستند. روزانه ده‌ها تظاهرات و اعتصابات در حال برگزاری است؛ از جمله تظاهرات دانشجویان پزشکی در کرمانشاه، کارگران آتش نشانی ساوه، کارگران آب و فاضلاب در هویزه، کارگران کارخانه سیمان سپاهان، بازنشستگان صندوق بازنشستگی فولاد خوزستان و اصفهان. علاوه بر این، کارگران سکوی گاز شرکت نفت و گاز پارس اعلام کرده اند که اگر حقوق عقب افتاده خود را در بسته های حقوق ماه آگوست خود نبینند، اعتراضات خود را در ۳۱ مرداد از سر خواهند گرفت.

پیشتاز این اعتراضات، کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه هستند که بیش از یک ماه است که در اعتصاب بسر می‌برند. کارخانه آنها در استان خوزستان در جنوب غرب ایران واقع شده است که ماه گذشته محل اعتراضات گسترده ای علیه رژیم بود. در شهرهایی مانند اهواز، معترضان شادگان و سوسنگرد خواستار دسترسی بیشتر به آب آشامیدنی و آب برای زمین های کشاورزی اند که سابقا قبل کشت بودند. رژیم بر علیه این تظاهرکنندگان از گلوله استفاده کرد که در حداقل یک نفر کشته شد.

بدنبال این تظاهرات، به دلیل قطع برق که بدترین وضعیت از زمان جنگ با عراق در دهه ۱۹۸۰ بوده است، دیگر شهرهای ایران، از جمله تهران نیز شاهد تظاهرات بود. در این اعتراضات، تظاهرکنندگان شعار « مرگ بر دیکتاتور » (که منظور آنها رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای بود) سر دادند. آیت الله روح الله خمینی، سلف قبلی و بنیانگذار جمهوری اسلامی در ۱۹۷۹، به ایرانیان آن زمان وعده داده بود که « ما آب و برق را برای فقرا رایگان می‌کنیم ». این وعده ای است که رژیم ادعا می‌کند به آن عمل کرده است و می گوید یک سوم مردم در سال گذشته در زمان همه‌گیری، هیچ پولی بابت آب یا برق پرداخت نکرده‌اند. حتی پیش از آن، بیشتر برآوردها نشان می‌داد كه مصرف كنندگان داخلی تنها ۱۲ درصد و صنعت ۳۰ درصد از هزینه واقعی تأمین آب، برق و گاز را پرداخت می‌كردند.

با این حال وضعیت آب در ایران در معرض توجه بحران زیست محیطی جهانی قرار دارد که ناشی از تغییرات آب و هوایی است. در سراسر جهان تغییرات آب و هوایی، مبارزه برای آب را به پتانسیلی برای نزاع‌های امپریالیستی کشانده است. جنگها در سراسر ساحل آفریقا با بیابانزایی بره افتاده اند که دامداران را در برابر کشاورزان قرار می‌دهد که انواع بنیادگرایان اسلامی، آنرا خونین‌تر نیز کرده اند (معمولاً با جانبداری از دامداران). این امر همچنین در پشت درگیری احتمالی بین مصر و اتیوپی بر سر سیلابی نیل آبی است. همه آشوبها و جنگهای اجتماعی در سراسر خاورمیانه عنصری از این تلاش برای کنترل منابع آب را دارد.

در خوزستان این یک جنگ اجتماعی است نه یک جنگ امپریالیستی. این استان در چهاردهمین سال خشکسالی است که امسال بدتر شده است. تنها در خوزستان نیست، سایر مناطق ایران نیز از این وضعیت رنج می برند. جای تعجب نیست که تظاهراتی در حمایت از اعتراضات خوزستان در سراسر ایران، از کردستان تا گلستان و حتی آذربایجان، جایی که خشکسالی واقعی وجود ندارد، اما جایی که استفاده بیش از حد از آب منجر به کوچک شدن سطح آب دریاچه معروف ارومیه شده است، برگزار شده است. همان ذهنیت کوته‌نگری سرمایه داری که بدون توجه به عواقب آتی به راه‌حل های فوری اقدام میکند، یعنی همان مٔهر سرمایه داری جهانی، علیرغم هر سیستم سیاسی که آن را اداره کند. این کوته‌نگری در سیاست قبلی ساخت بی رویه سدها در کوه‌های زاگرس نیز مشهود بود. ایران یکی از بزرگترین سازندگان سد در جهان است، با ساخت تعداد متوسط ۲۰ سد در سال در بازه زمانی ۳۰ سال برای آبیاری و برق رسانی. بیشتر این پروژه ها مانند پروژه ای که مخزنی در سیمره در استان ایلام ایجاد کرد، بدون بررسی همجانبه ساخته شدند. این دومین سد بزرگ ایران است که دارای ۲/۶ میلیارد متر مکعب آب است و ساخت آن ۱۷ سال به طول انجامید. اما سد ایلام اکنون به قدری خشک شده که امروز تنها ۲ سال پس از اتمام، خالی از آب است. ساختن برخی از سدها حتی بیشتر به محیط زیست آسیب رسانده است. یکی بر روی سنگهای شور ساخته شده بود که سپس آب آلوده را به رودخانه کارون در خوزستان هدایت کرد. بسیاری دیگر برای اهداف نظامی ساخته شده اند تا صنعت بتواند در داخل کشور از تهدید حملات نظامی خصمانه در امان باشد. مجموع اینها سببِ تضعیف کشاورزی در خوزستان (و جاهای دیگر) و برانگیختن اعتراضاتی بود که دلایل قدیمی تر دیگری نیز داشت. یکی از عوامل آنها این است که همه می دانند که سدها توسط پیمانکارانی (مانند کسانی که با کارگران نفت مبارزه می کنند) مرتبط با سپاه پاسداران ساخته شده است. تعداد سپاه پاسداران ممکن است که فقط ۱۲۰،۰۰۰ نفر باشد، اما آنها دارای شبکه ای از کنترل اقتصادی هستند که به آنها این امکان را می‌دهد تا مشتریان خود را با کنار گذاشتن اکثر ایرانیان، انتخاب کنند.

اما فاجعه زیست محیطی ساخته دست بشر به همین جا ختم نمی‌شود. گزارش های ایرنا ، خبرگزاری دولتی ، به ما می‌گوید که آنها در بسیاری از شهرها آنقدر آب از زمین خارج کرده اند که باعث شروع آنچه که آنها « زلزله خاموش » می‌نامند، شده است. جنوب غرب تهران با سرعت ۲۴ سانتی متر در سال در حال لغزش است. در نتیجه این برداشت بیش از حد آب، ۷۵ کیلومتر مکعب از آبهای زیرزمینی در ۱۳ سال گذشته از بین رفته است. در این مدت سطح آب ورامین (جنوب شرقی تهران) ۸۰ متر کاهش یافته است! محصولات تابستانی که در دشت ورامین ۲۷ بار در سال برداشت می‌شد اما امروزه به ۳ بار در سال کاهش یافته است. به دلیل این استخراج بیش از حد از سفره، خاک در حال خشک شدن است و مانند یک اسفنج فشرده عمل میکند. این فرونشست‌ها، ۹ فرودگاه ایران را مدام تهدید میکند.

در حقیقت رژیم اسلامی اکنون در تنگنا قرار دارد. به دلیل ترکیبی از سوء مدیریت و فساد، و همچنین تحریم های ایالات متحده، بحران اقتصادی که سالهاست کشور را درگیر خود کرده است، حالا دوباره با شیوع همه‌گیری، شدت نیز یافته است. دولت جدید رئیسی جرات نمی‌کند که یارانه‌های آب، برق و گاز را قطع کند. رژیم می‌خواهد از تکرار آنچه در سال آبان ۹۸ اتفاق افتاد، جلوگیری کند، زمانی که رئیس جمهور اعتدال‌گرا روحانی، یارانه های قیمت بنزین را کاهش داد، بطوریکه غیرمنتظره یک شبه، قیمت بنزین سهمیه دار ۵۰ درصد و قیمت آزاد آن ۳۰۰ درصد افزایش یافت. اعتراضات بعدی منجر به کشته شدن صدها نفر در ۲۱ شهر شد. در آن زمان، مانند اکنون، این یک موضوع واحد نبود که مردم را به خیابان‌ها بیاورد. در سال ۲۰۱۹ تورم حدود ۵۰ درصد بود، که امروز هم تقریباًهمان است (در پایان ماه خرداد ۴۷/۶ درصد بود). مرکز آمار ایران، ماه گذشته اعلام کرد هزینه‌های خانواده‌های شهری ایرانی ۳۱ درصد و هزینه‌های خانواده های روستایی ۳۰/۵ درصد در سال گذشته افزایش یافته است. غذا ( نسبت به سال گذشته ۷۰ درصد افزایش یافته است) و مسکن اکنون نیمی از هزینه های خانواده های ایرانی را تشکیل می‌دهد. در عین حال بیکاری حدود۱۲/۵ درصد است در حالی که بیکاری جوانان، حداقل دو برابر آن است.

رئیس جمهور رئیسی، که تازه با کمترین میزان مشارکت در تاریخ جمهوری اسلامی انتخاب شده است، همچنین می‌داند که افزایش تقاضا برای برق و آب از عرضه آن بیشتر است. در شرایطی که تحریم ها باعث شده است که ایران نتواند از بازار بین المللی وام دریافت کند، سرمایه گذاری مورد نیاز لاجرم دیر انجام خواهد شد. علاوه بر این، به گفته وزیر نفت در حال خروج، « هر کاری که انجام دهیم هزینه های اجتماعی زیادی خواهد داشت ». هزینه های اجتماعی که بدون تهدید بقای رژیمی که تا کنون عمدتا بخاطر ترس، ادامه داشته، قابل رها شدن نیست.

بعید به نظر می رسد که قرارداد ۲۵ ساله جدید با چین مشکلات اقتصادی ایران را به زودی برطرف کند و به احتمال زیاد وضعیت بدتر خواهد شد زیرا بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر در حال حاضر هر روز در اثر همه‌گیری جان خود را از دست می‌دهند. همانطور که یک رفیق اخیراً نوشته است « ما زندگی نمی‌کنیم، صرفا نفس میکشیم ». تنها و اصلی ترین امید به مقاومت روزافزون و گسترده کارگران در سراسر ایران است، آنچنان که در پاراگراف مقدماتی این نوشته سعی کردیم نشان دهیم که این مبارزه بسیار فراتر از خواسته های کارگران صنعت نفت است. این کارگران نه تنها برخی از مهارتهای سازمانی را برای ایجاد مقاومت کسب می کنند، بلکه به اندازه کافی راه را هم به بقیه نشان می دهند. تورم و دستمزد های پرداخت نشده محرکه اصلی این مبارزه بوده که باید فراتر از آن گام بردارد. در حال حاضر سایر کارگران همبستگی خود را با این اعتصاب اعلام کرده اند اما آنها نیز نیاز به برنامه ای دارند که بازتاب منافع طبقاتی آنها باشد. انواع و اقسام دسیسه بازی و شیادی به کمین نشسته اند، از استالینیست ها گرفته تا لیبرال ها و سلطنت طلبان، که آماده اند تا راه حل های ورشکسته سیاسی خود را به عنوان علاج دردها بفروشند. در بحران فاجعه بار اقتصادی و زیست محیطی سیستم سرمایه داری جهان، نیاز به یک جنبش سیاسی بین المللی برای متحد کردن تمامی کارگران جهان بیش از هر زمان دیگری ضروری است. تنها با لغو سیستم مبتنی بر سود برای چند نفر، که از گرده بسیاری از کسانی که ارزش این سود را ایجاد می کنند استخراج می شود، می توان جهان را دوباره طراحی کرد تا نیازهای اولیه انسان مانند آب تمیز را در اولویت قرار دهد.

جاک و دامون

برچسب‌ها